دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 | 08:58
نامزد اصلح

پيشگفتار :

انقلاب اسلامي ايران روايتي دو سويه از مشروعيت و مقبوليت را در گردونه ي نظام سياسي تعريف مي نمايد که مشروعيت خاستگاهي الهي دارد و مقبوليت خاستگاهي عرفي و مردمي . در هم تنيدگي مشروعيت و مقبوليت و شيوه ي چينش طولي آن دو ، نظام معنايي سياسي پيچيده و مترقي را فراهم آورده است که در راس ان ولايت فقيه قرار دارد که منشوري از دانايي و دين داري مي باشد مردم نيز صاحبان اصلي اين نظام هستند که معرکه ي بازار سياست را وا نهاده و با استمداد از دين آسماني اسلام ، گامي بلند براي ترسيم چرخه « انسان کامل » و « مدينه فاضله » برداشته اند نظامي که در آن مناسبات قدرت و سياست بازي تو در توي قدرت پرستان نيست بلکه به واقع خدمتي الهي تعبير مي شود تا رقابتي براي خدمت به خلق حاصل گردد که رضايت خلق منجر به رضايت خالق مي شود .
در چنين نظامي اهداف بس مقدس و بلندند و راههاي رسيدن به اهداف نيز به همين سياق مشروعيتي انساني مي يابند که انتخابات يکي از اين راه هاست . انتخابات تجلي اراده ي مردم
در عرصه ي عمومي است که اين عرصه تنها با اراده مردم سامان مي يابد . در اصل ششم قانون اساسي آمده است « در جمهوري اسلامي ايران ؛ امور کشور بايد به اتکاء آراء عمومي اداره شود ... » از اين روست که انتخابات از سويي حق مردم و از طرفي تکليف الهي ست که بايد آحاد شهروندان نظام اسلامي اين تکليف را به جاي آورند . امروز انقلاب اسلامي با شکوه تر از هميشه به راه خويش براي رسيدن به تمدن زرين اسلام در حرکت است و اين مردم هستند که با حمايت و انتخاب خويش اين اهداف را پي مي گيرند . دشمنان نيز هر روز بيشتر از ديروز در تلاشند تا در مسير اين خيزش عظيم تاريخي مانعي بيافرينند اما مردم ما با الهام از آرمان هاي امام کبير و تبعيت از رهبري فرزانه انقلاب اين طريق مقدس را با شوري فرا تاريخي هر روز طوفنده تر از ديروز مي پيمايند .
کتاب پيشروي گامي کوچک از طرف دفتر مطالعات است تا در اين حرکت بزرگ نقشي داشته باشد . کتاب حاضر مشتمل بر دو فصل است که در فصل اول به موضوع جنگ رواني ، پايمدها و طرح هاي پي ريزي شده توسط دشمن مي پردازد و چگونگي ايجاد شبهه و نهايتاً سلب قدرت تصميم گيري از مخاطب را بررسي مي کند و در فصل دوم که فراز اصلي کتاب است به بررسي نامزد اصلح از ديدگاه آيات و روايات و امام (ره)
و رهبري مي پردازد و خصوصيات يک نامزد را بررسي مي کند اميد است که اين تحقيق گامي در راستاي آرمان هاي اصيل انقلاب باشد در پايان از محقق ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمين محمد آموزگار نويسنده ي کتاب کمال تشکر و امتنان را داريم .
دفتر مطالعات و پژوهش هاي مرکز رسيدگي به امور مساجد

مقدمه

قدرت هاي استعماري جهان براي دستيابي به اهداف پليد خود در به زانو در آوردن ملت ها و دولت هاي جهان جهت بهره کشي ظالمانه ي خود از هر طريق ممکن که لازم باشد استفاده مي نمايند . لذاست که به عنوان نمونه مي توان نحوه ي برخورد آنها را با ايران اسلامي مطرح نمود که در اين برخورد علاوه بر بهره برداري از تمام روشهاي ممکن از جنگ رواني نيز به عنوان يک روش کارآمد و مهم در تحقق اهداف خود استفاده نمودند که اين روش عمده ترين راه کاري است که استعمار در تهاجم خود همان طور که مقام معظم رهبري نيز به آن اشاره و تاکيد نمودند از آن استفاده مي نمايند که ابزار مورد استفاده در اين جنگ عمدتاً تبليغات مي باشد که با استفاده از ابزار مختلف مثل نشريات ، کتب ، سخنراني و رسانه هاي گروهي اعم از داخلي و خارجي در رسيدن به اهداف خود تلاش مي کنند .
معذلک قدرت هاي استعماري يکي از اصولي که در برخوردهاي ظالمانه خود با ديگر کشورها به آن توجه کامل داشته و بهره ي لازم را مي برند ، تبليغات مي باشد تبليغات در
دنياي امروز يعني « کوشش کم و بيش سيستماتيک که هدف نهايي آن شکل و فرم دادن به عقائد ، نگرش ، و رفتار مردم در جهتي خاص که مورد نظر مبلغ است ، مي باشد » . پس در جنگ رواني اعتقاد بر اين است که عقايد ، احساسات گرايشات و تفکرات را تغيير دهيم که تغيير خود باعث تغيير در ساختار شخصيتي و رفتار فرد مي شود که اين امر بر پايه ي تبليغات استوار است .
و لکن آنچه لازم به نظر مي رسد اين است که خود و ديگران را در برابر هر هجوم تبليغاتي مسموم و مغرضانه ي دشمن استعمارگر واکسينه نماييم چرا که خواه ناخواه در مسير اين امواج مسموم قرار خواهيم گرفت و راه واکسينه نمودن نگرش ها ، عقايد و تفکرات ، شناخت فرايند تغيير نگرش ، شناخت تبليغات و اهداف آن و شناخت شيوه هاي جنگ رواني ، آشنايي با اثرات جنگ رواني بر افراد يک جامعه و آشنايي با اينکه رفتار متاثر از چه عوامل متعددي است خواهد بود .
در فرهنگ علوم سياسي کليت « جنگ » را مبارزه مسلحانه بين کشورها يا مردم يک سرزمين براي رسيدن به هدف هاي سياسي و اقتصادي و ... تعريف نموده اند با اين تعبير مي توان جنگ ها را به جنگ عادلانه ، جنگ تجاوزکارانه ، استعمارگرانه ، توسعه طلبانه و جنگ آزادي خواهانه طبقه بندي کرد .

فصل اول تاريخچه ي جنگ رواني

در طول تاريخ ملت ها در برخوردهايي که با يکديگر پيدا مي نمودند همواره علاوه بر درگيري هاي مادي و نظامي از مسائل رواني براي تحت فشار در آوردن طرف مقابل استفاده مي نمودند . لذاست که در زمان ظهور اسلام که منافع بسياري از ظالمان را به خطر انداخته بود از اين شيوه توسط دشمنان اسلام ، خصوصاً منافقين استفاده به عمل مي آمد که در قرآن کريم نيز طبق آياتي به اذيت و آزار منافقين بر پيامبر اسلام و پيروان آن حضرت اشاره مي نمايد که مي فرمايد :
« و إذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا و إذا خلوا إلي شياطينهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون » (1) ؛ (چون با اهل ايمان برخورند ( منافقين ) گويند ما ايمان آورده ايم و چون
با شيطان هاي خود خلوت کنند گويند ما باطناً با شمائيم جز اينکه مومنان را استهزاء مي کنيم ) .
و در جاي ديگر مي فرمايد :
« و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و أنتم تعلمون » (2) ؛ (حق را به باطل مپوشانيد تا حقيقت را پنهان سازيد و حال آنکه به حقانيت آن واقفيد).
و همچنين در خصوص شايعه سازي دشمنان اسلام مي فرمايد : « لئن لم ينته المنافقون و الذين في قلوبهم مرض و المرجفون في المدينه لنغرينک بهم ثم لا يجاورونک فيها إلا قليلاً »(3) ؛ (اگر منافقين و آنها که در دلهايشان بيماري است و همچنين آنها که اخبار دروغ و شايعاتي بي اساس در مدينه پخش مي کنند دست از کار خود بر ندارند تو را بر ضد آنان مي شورانيم پس جز مدت کوتاهي نمي توانند در کنار تو در شهر باشند) .
همان طور که مشاهده مي نمائيد منافقان در زمان هاي بحراني فعال مي شوند و با پخش شايعات دلهره آور جامعه اسلامي را به اضطراب مي افکندند . اوج شيطنت آنها در جنگ ها بود پس دشمن را بزرگ جلوه مي دادند ، خسارات ناشي از جنگ را بزرگ مي نمودند و ...
و در آياتي ديگر در مورد فتنه گري منافقان مي فرمايد : « لو خرجوا فيکم ما زادوکم إلا خبالاً و لأ وضعوا خلالکم يبغونکم الفتنه و فيکم سماعون لهم و الله عليم بالظالمين »(4) ؛ (اگر منافقان همراه شما به جنگ بيرون آمده بودند جز فساد ( ترديد و اضطراب ) بر شما نمي افزودند و به سرعت در ميان شما رخنه مي کردند تا فتنه پديد آورند و در ميان شما کساني تاثيرپذيرند که به سخنان آنان گوش دل مي سپارند و خداوند به ستمگران آگاه است) .
و همچنين در ادامه آيه مي فرمايد : « لقد ابتغوا الفتنها من قبل و قلبوا لک الامور حتي جاء الحق و ظهرأ امرالله و هم کارهون » (5) ؛
(منافقان پيش از اين هم دنبال فتنه گري بودند و کارها را براي تو واژگون جلوه مي دادند تا آنکه حق آمد و امر خدا آشکار شد و ( شما پيروز شديد ) در حالي که آنان ناخوش مي دانستند) .
و بسياري از موارد ديگر که دشمنان اسلام در اثر گذاشتن بر مردم از آن استفاده مي کردند .
و اما در اواخر جنگ جهاني اول نيز تبليغات به عنوان حربه اي روانشناسانه به خدمت استعمارگران درآمد هدف اساسي اين نوع تبليغ استعمار فکري ملت هاي ستم ديده ي جهان در مسائل سياسي و اقتصادي ، فرهنگي بوده است و در نتيجه براي توجيح اين سياست افکار عمومي کشورهاي خود و ديگر را نيز فريب داده به بي راهه مي کشاندند اين امر طي جنگ جهاني دوم از چنان اهميتي برخوردار گشت که طرفين جنگ در به کار بردن آن براي رسيدن به هدف هاي خود به رقابت با يکديگر برخاستند و اين تلاش جنگ رواني و يا جنگ اعصاب ناميده شد . به اين ترتيب بعد از اين دوره اهميت جنگ رواني به اندازه ي جنگ مسلحانه و حتي در مواردي بيش از آن گرديد به طوري که جنگ مسلحانه در خدمت جنگ رواني در آمد . در جهان امروز جنگ رواني جزئي از فعاليت هاي سياسي ،
نظامي ، اقتصادي و اجتماعي کشورهاي استکباري است . که تحت پوشش سازمان هاي اطلاعاتي در سطح ملي و بين المللي داراي کارکردهاي گوناگون است . براي مثال بنگاه مرکزي اطلاعات آمريکا ( سيا ) در حال حاضر با استفاده از شيوه هاي رواني کنترل افکار عمومي آمريکا و ساير نقاط جهان را در دست دارد که يکي از فعاليت هاي مهم سيا در کشورهاي مختلف اثر گذاشتن در به اختيار گرفتن مطبوعات به خصوص روزنامه مي باشد . در جريان مطبوعات داخلي کشورمان نيز، مقام رهبري « به پايگاه دشمن بودن آنها » اشاره نمودند و عملکرد آنها بدين صورت است که نظام استکباري با ايجاد روزنامه ها و يا نفوذ در روزنامه هاي کشورهاي مزبور ، اخبار را طوري منعکس مي کنند که هدفش بي اعتبار کردن دولت و ايجاد نفاق بين مردم و در نهايت رسيدن به اهداف طراحي شده خودشان مي باشد .

تبليغات

از آنجايي که اساس جنگ رواني بر تبليغات استوار است و اين واژه در تعريف جنگ رواني نيز به کارآمده است از اين رو به بحث پيرامون مفهوم تبليغات اشاره اي مي نمائيم .
« تبليغات » داراي ريشه لاتين بوده و معني آن پخش کردن ،
منتشر ساختن و چيزي را شناساندن است . امروزه تبليغات به معناي تاثيرگذار بر عقايد ديگران تعريف مي شود و هدف از آن فراهم ساختن موجبات پيوستن بيشترين شمار ممکن از افراد به يک ايدئولوژي يا نظام سياسي يا يک حزب و جريان است و همچنين واداشتن آنان به احراز تعهدي فعال مي باشد .

روانشناسي تبليغات

روانشناسي تبليغات ، در پي تغيير نگرش و باورهاي افراد بوده ؛ که مبلغ مي خواهد نگرش ها ، باورها و افکار افراد را از آن خودش نمايد ولي آنچه که واقعاً تغيير مي کند نگرش افراد است لذاست که مبلغ براي رسيدن به هدف بايد مراحلي طي نمايد که به آن اشاره مي گردد :
1 ـ شناخت ماهيت انسان
2 ـ ويژگي هاي شناختي افراد مورد نظر
3 ـ ويژگي هاي عاطفي افراد مورد نظر
4 ـ ويژگي هاي هيجاني
5 ـ ساختار فردي افرادي که قرار است بر روي آنان تاثير گذاشته شود .
6 ـ انگيزه افراد ، وابستگي و دلبستگي آنها ، اميال و آرزوهاي آنها
ساختار رفتار فرد
8 ـ تغيير در نگرش ، باور ، ايدئولوژي و فلسفه فرد
9 ـ و اگر توانستيم در نگرش فرد تغييري حاصل کنيم نتيجه اين تغيير ، تغيير رفتار فرد خواهد بود .

تاکتيک هاي تبليغاتي

بهترين راه براي يافتن راهکارهاي تبليغاتي بررسي قواعدي است که مبلغ هاي موفق از آنها استفاده مي نمايند که اين قواعد عبارتند از :
1 ـ در نظر داشتن مخاطب : بايد در تبليغات فرد يا طبقه خاصي را مورد خطاب قرار دهند و کلمات را متناسب با فهم و چهار چوب ذهني مخاطب به کار برند بر پايه ي اطلاعات لحظه به لحظه اي که درباره ي نگرش هاي گروه مخاطب دارند صحبت کنند نام رويه هايي را به کار ببرند که براي آنان آشناست و نزد آنان اعتبار دارد و البته مبلغ براي يک چنين کاري خود سعي در آفريدن آنها را دارد يعني موضوعي را تحت عنوان يک رويه برجسته معرفي و از آن به عنوان يک ابزار استفاده مي نمايد .
2 ـ ظاهر سازي : آنها بر اساس مصلحتي که مي پندارند خيلي از مسائل را رعايت مي نمايند که قلباً اعتقادي به آن ندارند مسائلي مثل اينکه از خصومت بپرهيزند ، با دشمن همانند
يک دوست برخورد شود از لجبازي ، توهين و عيب جويي اجتناب کنيد .
3 ـ شايعه سازي : شايعه سازي و پراکندن آن در جامعه از ابزار مهم و کارآمد در امر جنگ رواني به شمار آمده است بدين صورت که شايعه اي مطرح مي کنند و هم زمان به شايعه بودن آن نيز اعتراف مي کنند با اين کار ضمن آنکه خرسندي خود را حفظ مي کنند شايعه را مي پراکنند اين شايعه به سرعت به عنوان يک حقيقت تکرار مي شود بدون آنکه مشخص شود شايعه است .
4 ـ حمله به نقاط ضعف مخاطب : در هر عمل کردي خواه ناخواه يک سري مسائل از نقصان برخوردار است يا به نظر اين چنين مي رسد و لکن دشمن از اين فرصت استفاده لازم را نموده و سعي مي کند ناسازگاري ها و نارضايتي هاي ريشه دار را بزرگ نموده و از آنها بهره بگيرند و بر اشتباهات طرف مخاطب که قصد ضربه زدن به او را دارد ، تاکيد نمايد و احساس گناه را در او برانگيزد .
5 ـ زيرکي و فرصت طلبي : دشمن سعي مي کند با زيرکي از هر فرصتي استفاده کند موارد مد نظر خود را به افراد مخاطب تلقين نمايد . لذا سعي ميکند جمله هاي کوتاه و جذاب به کار ببرد نگراني ها را بيشتر و بزرگتر نمايد .

مراحل پيروزي تبليغاتي

و اما دشمن در روش تبليغي خود جهت غلبه بر طرف مقابل خود مراحلي را طي مي نمايد که بدان اشاره مي گردد .
مرحله ي اول ، خسته کردن : در اين مرحله با تدابيري که مي انديشد سعي مي کند مردم را از مقاومت در برابر تهاجمات خسته کرده از ادامه مبارزه بيزار نمايند آنها را با توجه دادن به محروميت ها ، خرابي ها و خونريزي هاي حاصل از مبارزه ناراضي کنند .
مرحله ي دوم ، مايوس کردن : در اين مرحله با به اجرا در آوردن مراحلي که اول بدان اشاره شد تمام اميدها و آرزوها را به ياس بدل خواهد کرد .
مرحله ي سوم ، تغيير موضع : در اين مرحله با توجه به تدابيري که انديشيده اند و بدان توسل جسته اند که در مراحل قبل بدان اشاره نموديم اينگونه القاء مي کنند که آينده بهتر در شورش ، تمرد و تغيير موضع دادن است تا از اين مشکلاتي که از مقاومت و مبارزه حاصل شده بود خلاص شده و آرامش قابل توجهي در زندگي به دست آيد .
مرحله ي چهارم ، ايجاد شک در حاکمان : در اين مرحله مردم را نسبت به توانايي اهداف و عمل کرد حاکمان دچار شک و ترديد نموده اين باور را در اذهان به وجود مي آورند که مسئول حاکم
باعث همه ي اين بدبختي ها شده و براي اينکه از اين مشکلات که به وجود آورده جلوگيري شود بايد با تحت فشار قرار دادن حاکمان آنها را از موضع شان پايين آورده تسليم خواسته هاي کشور يا گروه مخاصم نمايند .

شيوه هاي جنگ رواني

در طول تاريخ همواره زماني که ملت يا کشوري آماج جنگ رواني قرار گرفته و دريافت فکري و ذهني آن مردم براي سوق يافتن به سوي اهداف مطلوب مورد نظر تحت تاثير قرار مي گيرد ، ايجاد کننده جنگ رواني مي کوشد تا با فراهم آوردن جو آکنده از نابساماني شرايط بحراني را براي وارد آوردن ضربه به پيکر و به مصداق مثل معروف از آب گل آلود ماهي گرفتن عرصه را براي جولان و تاخت و تاز خويش مهيا سازد . در اين راستا يکي از مهمترين وظايف و مسئوليت ها به عهده بنگاه هاي سخن پراکني و مطبوعات است که مي کوشند با تاثيرگذاري بر مردم و انحراف اذهان آنها از مشکلات و مسائل ناشي از سلطه ي امپرياليسم در کشورشان و پخش اخبار مغرضانه و جعل و تحريف هر چه بيشتر هر نوع تفکر سازنده را به بيراهه بکشانند و منافع و مطامع استعماري کشورهاي امپرياليستي را حفظ و يا توجيه کنند . بنگاه هاي سخن پراکني
و مطبوعات براي رسيدن به اين اهداف از شيوه هاي مختلف تبليغ سياسي مثل ايجاد جو کاذب از طريق پخش و نشر شايعات ، دروغ پردازي ، تحريف شعارها ، محو چهره هاي انقلابي ، ايجاد رقابت بين نهادها و شخصيت ها ، دامن زدن به اختلافات دروني ، کمک به ايجاد درگيري هاي داخلي يا فراهم آوردن زمينه هاي ذهني آن ، استفاده مي کنند اين شيوه ها معمولاً بر تاثيرگذاري بر نگرش افراد يک جامعه و تغيير آن در راستاي اهداف از پيش تعيين شده به کار مي رود که عبارتند از :
1 ـ شايعه : شايعه عبارت است از ادعايي محض که جهت برانگيختن باور مخاطبين به کار مي رود و دهان به دهان افراد منتقل مي گردد و فاقد سند و مدرکي به عنوان پشتوانه مطمئن براي ارائه کردن است در دنياي امروز شايعه به وسيله اي در دست صاحبان قدرت جهت به راه انداختن جنگ رواني تبديل شده است . علل و عوامل مختلفي مثل اوضاع و احوال و موقعيت به شايعه کمک مي کند که عبارتند از :
1 ـ اولين عامل که در ايجاد يک شايعه موثر مي باشد اهميت آن مسئله خاص در جامعه مي باشد .
2 ـ ديگر عاملي که در ايجاد شايعه مي تواند موثر باشد ابهامي است که در موضوع مورد نظر وجود دارد . لذاست که اين ابهام علت مي شود تا ايجاد کنندگان جنگ رواني در جامعه از
فرصت سوء استفاده کرده ، از آن به عنوان يک ابزار استفاده نمايند .
تحقيقات مختلف اجتماعي نشان مي دهد که شايعه در هر زمان متناسب با شرايط حرکت جامعه و کنترل حرکت در جهت مطلوب در مسائل اجتماعي اقتصادي و سياسي استفاده مي شود . نامتعادل کردن فضاي يک جامعه و ايجاد ناامني و هراس در آن ، اولين و اصلي ترين عامل در جهت دهي و برنامه ريزي در راستاي اهداف از پيش تعيين شده است در چنين شرايطي شايعه سازان برآنند انرژي و انديشه هاي جامعه را در دو جهت به سمت مسائل غيرضروري سوق دهند .
اول آنکه با ساخت و اعلام شايعه اذهان را متوجه آن نموده انرژي افراد جامعه را صرف پخش آن کنند .
دوم آنکه مسئولين و دست اندرکاران جامعه را از کار اصلي با مشغول کردن به کارهاي فرعي بازدارند و آنها مجبور شوند تا در شناخت کانال ها و شبکه هاي پخش شايعه تلاش کرده و در جهت خنثي سازي آن بکوشند .
نکته اي که اينجا به ذهن مي رسد اين است که گاهي اصل پخش شايعه براي شايعه ساز بيشتر مورد نظر است تا نتايج آن . يعني شايعه ساز ارزيابي مي کند تا ببيند ميزان موفقيتش از نظر تاثيرگذاري چه شعاعي را در بر مي گيرد تا در فرازهاي حساس
آينده بتواند برنامه خود را به شکل منسجم تري در راستاي اهداف مهم عملي سازد . در واقع مي توان اهداف شايعه ساز در بخش اخبار کذب و شايعات بي اساس ا در محورهاي زير خلاصه نمود .
الف ) ايجاد بدبيني نسبت به نظام و مسئولين که يقيناً نتيجه اي جز حاکم ساختن روحيه ي ياس و دل مردگي و خستگي رواني براي اقشار مردم نخواهد داشت .
ب ) افزايش نگراني و اضطراب در مردم .
ج ) ترور شخصيت و لکه دار کردن قداست مسئولين نظام و ارزش هاي حاکم
د ) ايجاد فضاي ناسالم اجتماعي
ح ) ايجاد تقابل و صف بندي ميان قشرهاي مختلف مردم براي ايجاد اختلاف و از بين بردن وحدت و يگانگي که پيروزي هر ملتي در سايه آن تحقق خواهد يافت .
2 ـ تحريف واقعيات : تحريف واقعيات به عنوان يکي از شيوه هاي جنگ رواني مي باشد ، يعني انحراف اذهان عمومي از حق به باطل و دگرگون جلوه دادن مسائل به جهت خواسته هاي خود در واقع در تحريف واقعيات با عبارات به نوعي بازي مي شود که از پيام ها به گونه اي برداشت شود که آنها ميخواهند نه آن طور که حقيقت دارد .
3 ـ اغراق و مبالغه : يکي از روشهاي بسيار ساده و در عين حال مهم در جنگ رواني اغراق و مبالغه مي باشد که افراد يا گروه ها از اين روش در دو جهت استفاده مي نمايند .
اول : نقاط ضعف و يا نواقصي که در جبهه مقابل وجود دارد را مورد توجه قرار داده آن را براي عموم بيش از اندازه بزرگ جلوه داده بر آن تاکيد مي نمايند .
دوم : موارد مثبتي را که خود دارا هستند ، به جامعه ارزاني داشته هر چه بتوانند آن را در اذهان بزرگ نموده تا بتوانند از اين طريق افراد را به سمت خود جذب نمايند .
4 ـ تفرقه : در خصوص اين مسئله بايد عرض شود که اين روش تقريباً نتيجه روشهاي ديگري است که دشمن در جنگ رواني در پي آن مي باشد با توجه به اين مطلب مي توان ادعا نمود که تفرقه در جنگ رواني از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است چرا که تفرقه بزرگترين عامل گسيختگي هر نظام و باعث بدبختي و به ذلالت کشيده شدن هر ملت مي باشد و در مقابل وحدت مي تواند مايه ي قوام و پيروزي و موفقيت هر نظام و هر امتي باشد . لذاست که دشمن در جنگ رواني که به راه مي اندازد سعي در ايجاد اختلاف و تفرقه دارد تا به واسطه ي آن به اهداف پليد خود برسد .
5 ـ فريب : در فريب يا استراتژي دروغ بزرگ ،
کوشش مي شود تا مخاطب مورد نظر به سمت يک فضاي ذهني متفاوت با واقعيات سوق داده شود . اين فضاي رواني بايد به گونه اي براي گروه مورد نظر ساخته و پرداخته شود که بدون ابزار مقاومت در آن فضا قرار گرفته و مفاهيم و علائم مورد قبول و پذيرش او قرار گيرد بنابراين مجري طرح فريب در جنگ رواني تمام تلاش و کوشش خويش را به کار مي گيرد تا ذهن مخاطب را به نتيجه مورد نظر خويش برساند . معمولاً در تاکتيک فريب از روش هاي زير استفاده مي گردد:
الف ) بر چسب زدن
ب ) تغيير موضع دادن براي انحراف افکار عمومي
ج ) دو پهلو صحبت کردن براي سردرگمي افراد
د ) استفاده از موقعيت و جايگاه خاص اجتماعي و سياسي براي قبولاندن نظر خاص مورد نظر خود .
6 ـ ترور : دشمن با ترور يا تهديد سعي در برانگيختن ترس و هراس در مخاطب جهت تحت فشار قرار دادن وي براي اطاعت و تسليم را مي نمايد .
ترور در جنگ رواني بر دو نوع ترور فيزيکي و ترور شخصيت تقسيم مي شود که هر کدام از آنها در جايگاه خود نقش موثري را ايفا مي کند در هر صورت ترور نيز يکي از روش هايي است که دشمن بدان وسيله افکار عمومي را آنچنان
که خود مي خواهد تحت تاثير قرار مي دهد همچنان که در مملکت خود شاهد بهره برداري دشمن از هر دو نوع اين روش بوده ايم .

اثرات جنگ رواني

زماني که فردي در موقعيتي قرار گرفته که آن را خطرناک و تهديد آميز تلقي مي کند در جستجوي فرار و يا برطرف کردن آن مي باشد که در اين راستا اقداماتي را نيز انجام خواهد داد اين موقعيت را استرس يا فشار رواني مي گويند .
هاني سيله تظاهر باليني وضعيت استرس را که سندرم سازگاري عمومي نامگذاري شده داراي سه مرحله مي داند :
الف ) واکنش هشدار دهنده يا زنگ خطر
ب ) مرحله ي مقاومت
ج ) مرحله ي تحليل و واماندگي
در اين مرحله است که فرد از حيث رواني و جسمي دچار مشکل شده رفتار او دچار اختلال و از حالت نرمال خارج مي گردد :

وحشت

وحشت عبارت است از ترس بسيار شديد و بيمارگونه اي که
اغلب با اختلال فکر و عدم کنترل اعمال و رفتار توام بوده هوشياري فرد دچار مشکل اساسي شده توان فرد را از بين مي برد .

سردردهاي تنش

اين مشکل که بر اساس فشارهاي موجود که حاصل از جنگ رواني و آثار و تبعات آن بوده عضلات سر و پيشاني انقباض مي گردد .

واکنش هاي انجماد

در اين حالت فرد به صورت کاملاً بي حرکت نمايان شده و اگر اين حالت طولاني شود بايد تحت درمان قرار گيرد چرا که اين حالت در زمان طولاني مي تواند مخاطره آميز و نوعي بيماري به حساب آيد .

تکان هاي شديد و لرز

در اين حالت فرد بدون فعاليت به طور انفعالي براي مدتي در وضعيت بي حرکت قرار گرفته دچار عارضه تنش هاي عضلاني شديد مي گردد .

افزايش فعاليت هاي اتونوميک

اين فعاليت ها اغلب به صورت زير ديده مي شود :
الف ) عرق کردن زياد ؛
ب ) بي اشتهايي و تهوع
ج ) ناراحتي هاي شکمي و اسهال
د ) تکرار ادرار

وقفه ي تنفسي

در اين حالت نفس بند آمده به صورت احساس فشار در قفسه سينه و گيجي تظاهر مي کند .

ضعف عصبي و عروقي

در اين حالت خستگي شديد عارض مي شود که به صورت ضعف و سستي احساس مي گردد .

احساس ذهني ترس

اين ترس هميشه در همه ي افرادي که در معرض فشار رواني هستند به وجود مي آيد ولي در بعضي افراد تمام شخصيت را به مخاطره مي اندازد .

حالت اضطراب

شايع ترين واکنش فرد حالت اضطراب است که علائم آن مثل دلشوره ، دلهره ، تنش ، لرزش ، ترس ، نگراني ، گريه ، افسردگي ، احساس گناه و سرگيجه مي باشد .

اهداف جنگ رواني

القاء غم : غم يک حالت رواني است که در اثر عدم تطابق انتظار فرد با جامعه ، موقعيت و شرايط او به وجود مي آيد براي القاء غم سعي مي شود تصوير نامطلوب و نامتوازن نسبت به انتظارات موجود از موقعيت و شرايط ارائه شود . و متقابلاً آرزوها و ايده هاي فرد يا جامعه دور از دسترس قلمداد مي گردد از نظر تبليغات براي ايجاد جنگ رواني ، بزرگنمايي نقاط ضعف و کوچک نمايي امکانات و دستاوردها يکي از روشهاي القاء غم و ياس مي باشد البته القاي غم به وسيله ي روشهاي ديگري نظير تغيير شرايط محيطي به وسيله ي کاهش عاطفه ، زيبايي و تنوع و افزايش سوء ظن و مسائل اين چنيني مي تواند صورت پذيرد .
در اين ميان نقش وسايل ارتباط جمعي را نمي توان ناديده انگاشت که با در نظر گرفتن شرايط موجود و با تجزيه و تحليل و توجه به جوانب مختلف مسائل شرايط را آنطور که برنامه ريز جنگ رواني تعيين کرده است تغيير داده و جامعه را آگاهانه
و يا ناآگاهانه به سوي غم و اندوه پيش مي برد و با پرورش نفرت و گسترش افسردگي و اشاعه ي نگراني ، اضطراب ، واهمه ، ترس ( ترس از مسائل مختلف مثل فقر ، تورم ، تهديدات خارجي و ... ) روحيه جامعه را متزلزل مي گردانند .
القاء ياس و نااميدي : در شرايطي که فرد مصمم به تحقق شرايط مطلوب است اگر در کوشش خود به هر دليلي موفق نشود و اين ناموفقيت تکرار شود باعث خواهد شد که فرد دچار يک بحران روحي شده که اين بحران را حالت ياس يا نااميدي مي گويند که با درماندگي همراه خواهد بود .
در القاء ياس و نااميدي تصويري از عدم موفقيت فرد يا جامعه از تلاش ها و فعاليت هايش ارائه مي شود فرد و جامعه در جريان حرکت خود به سوي هدف ها و آرمانهايش در مقاطع گوناگون و به طور مکرر و پيوسته احساس شکست نموده با از دست دادن اعتماد به نفس معتقد به ناتواني خود مي گردد و براي اينکه مردم يک کشور را به سوي ياس و نااميدي کشانيد بايد قبل از هر چيز مردم آن کشور را نسبت به مسائلي خسته و بيزار کرد و با تکرار محروميت ها ، خرابي ها ، کمبودها ، عقب ماندگي ها ، جنگ ها ، ... و همچنين با استفاده از عوامل اقتصادي ، سياسي و رواني حالت سرخوردگي را در آنان به وجود آورد و سپس با در نظر گرفتن زمان مناسب اين سرخوردگي را به نااميدي مبدل کرد .
ايجاد رعب و وحشت : ارعاب يکي از مهمترين و قديمي ترين و موثرترين ابزار براي شکست روحي مي باشد که با بهره گيري از وسايل ارتباط جمعي ، جنگ و محاصره اقتصادي و تحريم سياسي صورت مي گيرد .
در جنگ رواني سعي مي شود که با تخريب فکري و رواني مردم و نيروهاي نظامي انگيزه مقاومت را در آنها از بين برده و در شرايط مختلف از روشهاي خاص خود استفاده مي شود گاهي از وسايل ارتباط جمعي مانند روزنامه ، راديو ، تلويزيون ، سينما ، اعلاميه و ... به عنوان وسيله اي براي ايجاد رعب و وحشت استفاده مي شود و بعضاً به عمليات هاي نظامي نيز متوسل مي گردند حکومت هاي استعماري از ايجاد دلهره و اضطراب و جنگ رواني استفاده ي زيادي نموده و براي تثبيت موقعيت خود و بهره برداري از نيروي انساني ناگزيرند روح شهادت طلبي و شجاعت را در مردم بميرانند و ترديد را بر ارواح آنان حاکم کنند لذاست که ملتي با قالب شدن ترس بر آنها از هرگونه جنبش و حرکت و همچنين اعتراض عليه ناهنجاري ها ناتوان خواهد بود و در اين صورت ملتي که توان اعتراض نداشته باشد مرده است .
تسلط بر ملت ها گاهي به صورت پنهاني انجام مي گيرد که در اين صورت بيشتر از وسايل ارتباط جمعي و وسايل رواني
استفاده مي کنند و گاهي به صورت علني و آشکارا ( اقدامات مادي و فيزيکي ) که بهره گيري از تسليحات نظامي مي باشد وسايل ارتباطي استکبار و وابستگان آنان در داخل نيز سعي مي کنند اولاً خبرهاي تازه و جذاب را به کار گرفته ثانياً آنها را حقيقي جلوه داده ثالثاً در زمان خاص از آنها براي ارعاب استفاده مي نمايند .

فصل دوم نامزد اصلح کيست ؟

ـ از ديدگاه قرآن و ائمه ي معصومين (عليه السلام)
ـ از ديدگاه امام خميني (ره)
ـ از ديدگاه مقام معظم رهبري
در جامعه ي مردم سالار ديني ، انسان مختار و در انتخاب روش زندگي آزاد است و سرنوشت او طبيعتاً بايد به دست خودش تعيين گردد .
با توجه به اينکه همه ي انسان ها بايد بتوانند در امور مملکت خود که به سرنوشت آنها مربوط است دخالت داشته باشند و چون ممکن نيست که همه ي مردم مستقيماً در امور دخالت نمايند ، لذاست که تشکيل حکومت براي زندگي اجتماعي ضرورت پيدا مي کند .
پس مردم بايد با راي آزاد خود فرد يا افراد صالحي را انتخاب نموده تا به نمايندگي از آنها اداره امور جامعه را به دست بگيرند .
بنابراين مردم عزيز ما بايد با دوري از هر گونه تبليغات سوء و غوغا سالاري که مراکز تبليغاتي غربي و عوامل داخلي آنها به راه مي اندازند ، در پاي صندوق هاي راي حاضر شده و با انتخاب اصلح ( که ما در اين گفتار به بررسي خصوصيات آن مي پردازيم ) سرنوشت فردي و اجتماعي خود را براي رسيدن به سعادت ابدي رقم بزنند .
انتخابات تعيين کننده سرنوشت فردي و اجتماعي است .
انسان با توجه به اختياري که خداوند متعال به او عنايت کرده است مي تواند سرنوشت فردي و اجتماعي خود را انتخاب کند و يا با نوع انتخاب خود سرنوشت خود را تغيير دهد .
« ان الله لا يغير ما بقوم محتي يغيروا ما بانفسهم » (6) ؛ به درستي که خداوند حال قومي را تغيير نمي دهد تا اينکه آنها خود حالشان را دگرگون سازند . و اين بر اساس سنت هايي است که خداوند متعال در عالم قرار داده و هيچگونه تغيير و تبديل نيز در آن راه ندارد و لذا انسان نتيجه کاري را که در دنيا انجام داده به صورت مادي و معنوي به طور قطع خواهد ديد .
« فلن تجد لسنه الله تبديلاً و لن تجد لسنه الله تحويلاً » (7) ؛ هرگز در سنت خداوند دگرگوني و تغييري نيابي .
بنابراين انسان ها مي توانند با توجه به عملکرد مثبت يا منفي خود سعادت يا شقاوت را در زندگي براي خود رقم زده و از آن بهره برده و يا در آن گرفتار آيند .
« و لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکاتٍمن السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذنا هم بما کانوا يکسبون » (8) ؛ و اگر مردم شهرها ايمان مي آوردند و پرهيزگاري مي نمودند قطعاً مي گشوديم برايشان برکت هايي را از آسمان و زمين ليکن آنها تکذيب نمودند پس گرفتيمشان به کيفر آنچه به دست مي آوردند .
با توجه به اين مطالب بيان شده انتخابات مي تواند به عنوان يک مصداق بارز و عيني تعيين کننده سرنوشت انسان به دست خودش باشد .
بر همين اساس در سيستم حکومتي کشورمان يعني
جمهوري اسلامي ايران که حکومتي مردم سالار و مبتني بر تعاليم شرع مقدس اسلام مي باشد ، انتخابات نقش بسيار مهمي در صحنه هاي سياسي کشور دارد و مي توان گفت تقريباً تمامي مسئولين کشوري از طريق انتخابات عمومي برگزيده مي شوند . در اصل ششم قانون اساسي آمده است : « در جمهوري اسلامي ايران امور کشور بايد با اتکاء به آراء عمومي اداره شود » .
در نظام اسلامي انتخابات تنها به عنوان يک حق براي مردم نيست بلکه به عنوان يک وظيفه و تکليف ديني و ملي همگاني بوده و بايد بدان توجه لازم را بنمايند و در تمام انتخاباتي که به هر منظور پيش مي آيد شرکت کنند .
در حاکميت الهي بعد از آنکه مشروعيت را از آن شرع مقدس دانستيم ، بايد به اين نکته نيز توجه لازم را بنمائيم که مقبوليت نظام که از سوي مردم و با راي آنها ثابت مي شود از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است چرا که حاکميت شرع و اجراي احکام و حدود آن منوط به راي مردم و پذيرش آنهاست با توجه به اين مطالب مي توان گفت نقش مردم در انتخابات بسيار مهم بوده و از اهميت بالايي برخوردار مي باشد .
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) در اين خصوص مي فرمايند :
« امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمين در ايران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مساحمه کنند در اين امر ، اهمال کنند ، نروند راي ندهند مسئوليت متوجه خود آنهاست عيناً ، و اگر بروند و در تشخيص مساحمه نکنند و اشخاص متعهد مسلم کساني که براي کشور و اهالي کشور ارج قائل هستند کساني که نمي خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بيفتد يا به دست راست بيفتد ، اين اشخاص را چنان چه تعيين کنند به تکليف خودشان عمل کرده اند و اگر چنان چه مسامحه در اين امر کنند و آنها پيش ببرند و شما ساکت باشيد تمام مسئوليت متوجه شماست » (9)
بنابراين مي توان گفت دشمن در انتخابات دو هدف عمده را دنبال مي نمايد :
اول اينکه با توجه به جنگ رواني که از طريق تبليغات به راه مي اندازد سعي مي کند تا مانع از حضور گسترده مردم در
پاي صندوق هاي راي شود و بدين وسيله در اقتدار ملي خلل وارد کرده و نظام اسلامي را از پشتيباني نيروي عظيم مردمي بي بهره سازد . لذاست که مردم عزيز ميهن اسلامي بايد با پي بردن به نيت پليد دشمن حضوري هر چه با شکوه تر مانند ديگر انتخابات داشته ، مشتي بر دهان آنها بکوبد .
دوم اينکه دشمن در مرحله ي بعدي سعي مي کند مردم را در انتخاب خود دچار مشکل کرده تا مانع از انتخاب اصلح شود و لذا مردم عزيز در اين مرحله نيز بايد با هوشياري کامل اصلح را شناسايي کرده و با دادن راي به اصلح او را در اصلاح جامعه اسلامي ياري رسانند .
با توجه به اهميت موضوع سعي مي کنيم توضيح بيشتري پيرامون مطالب عنوان شده داشته باشيم .

وظيفه مردم در انتخابات

امت اسلامي در انتخابات وظيفه حساسي دارند . لذاست که در اين امر بايد سعي کنند فردي را که مي خواهند انتخاب کنند ، فقط براي رضاي خدا و مصلحت امت اسلامي باشد و در انتخاب آنها هيچ گونه انگيزه اي غير از انتخاب اصلح که تنها راه حاکميت صالحان است نداشته باشند .
بر همين اساس در انتخابي که صورت مي گيرد بايد افرادي را
که مي خواهند انتخاب کنند ، کاملاً شناخته شده باشند و آنها را در ديانت و صداقت امتحان کرده باشند و ميزان کارآئي آنها را براي کاري که انتخاب مي کنند ، دانسته باشند .

انگيزه افراد براي شرکت در انتخابات

1 ـ تعصبات نژادي ، محلي ، قومي و قبيله اي
2 ـ روابط دوستي و گروهي و حزبي
3 ـ هواهاي نفساني و دنيا طلبي
4 ـ مصلحت انديشي
و آنچه بايد انگيزه يک فرد مسلمان در انتخاب افراد باشد همان مصلحت انديشي و انتخاب اصلح است و هنگامي که به پاي صندوق هاي راي مي روند بايد خدا را در نظر داشته باشند و فقط براي رضاي خدا و مصلحت اسلام کشور اسلامي شايسته ترين افراد را انتخاب کنند و اگر غير از اين باشد يعني انتخابي را که انجام مي دهند بر اساس هواي نفس و تعصبات و گرايشات حزبي و گروهي باشد در پيش گاه خدا و رسول او مسئول بوده و خائن محسوب مي شوند .
حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرموده اند :
« هر کس خود را بر قومي مقدم بدارد ( پيشوايي آنها را بر عهده بگيرد ) در حالي که
بداند در بين آن ملت فاضل تر ( و شايسته تر ) از او ( براي آن کار ) وجود دارد ، آن شخص به خدا و رسول و جميع مسلمانان خيانت کرده است » .

انتخاب اصلح

حضرت علي (عليه السلام) :
« هر که به کردار عده اي راضي باشد ، مانند کسي است که همراه آنان کار را انجام داده باشد و هر کس به کردار باطلي دست زند او را دو گناه باشد ، گناه انجام آن و گناه راضي بودن به آن » .

خصوصيات اصلح به طور عام

اول ، تخصص : يعني توانايي و کارايي لازم را براي کاري که انتخاب شده است ، دارا باشد .
دوم ، تعهد : به اين معني که از تقواي بالايي برخوردار بوده تا نسبت به اسلام و کشور تعهد لازم را داشته باشد .
بايد گفت که همراه داشتن هر دو مورد بالا ، لازم و ضروري مي باشد ، زيرا در غير اين صورت شخص مورد نظر ،
نخواهد توانست براي خدمت به اسلام و کشور مفيد واقع گردد و شايد خسارات جبران ناپذيري وارد نمايد .

خصوصيات اصلح به طور خاص

اصلح از ديدگاه قرآن و روايات ائمه (عليه السلام)
1 ـ سعه ي صدر : قال علي (عليه السلام) :
« اله الرياسه سعه الصدر » (10) ؛ ابزار رياست سعه ي صدر است .
2 ـ حلم : قال علي (عليه السلام) :
« الحلم راس الرئاسه » (11) ؛ بردباري مهمترين رکن رياست است .
3 ـ متانت : قال علي (عليه السلام) :
« و لا تکن عند النغماء بطراً » (12) ؛ در هنگامي که نعمت ها به تو رو آرند ، مغرور و خوشحال مشو .
4 ـ استقامت : قرآن مجيد مي فرمايد :
« لتبلون في اموالکم و انفسکم و لتسمعن من الذين اوتوا الکتاب من قبلکم و من الذين
اشرکوا أذي کثيراً و إن تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور » (13) ؛ به طور مسلم در اموال و نفوس خود آزمايش مي شويد ، و از آنها که پيش از شما کتاب [ آسماني ] داده شدند [ يعني يهود و همچنين ] از آنها که راه شرک پيش گرفتند ، سخنان آزار دهنده و فراوان خواهيد شنيد ، و اگر استقامت کنيد و تقوا پيشه سازيد ، پس به درستي که آن از عزم امور است .
5 ـ صبر : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« الصبر عون علي کل امرٍ » (14) ؛ صبر و پايداري بر هر کاري ياور است .
6 ـ تحمل افکار ديگران : قرآن مجيد مي فرمايند :
« و لو شاء ربک لجعل الناس امه واحده و لا يزالون مختلفين » (15) ؛ و اگر پروردگارت مي خواست ، همه ي مردم را امت واحد بدون هيچگونه
اختلاف قرار مي داد ، ولي آنها همواره مختلف اند .
7 ـ هوشياري : اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايند :
« من امارات الدوله اليقظه [ التيقظ ] لحراسه الامور » (16) ؛ از دلايل بقاي دولت بيداري آگاهي و هوشياري در حفظ و حراست امور مي باشد .
« من دلائل الدوله قله الغفله » (17) ؛ از دلايل موفقيت کم غفلتي است .
8 ـ سعي و کوشش : اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايند :
« ما ادرک المجد من فاته الجد » (18) ؛ کسي که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسيد .
9 ـ پشت کار : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« قليل يدوم خير من کثير ينقطع » (19) ؛ [ چيز ] کمي که مداوم باشد ، بهتر از زيادي است که تداوم ندارد .
10 ـ شجاعت : اميرالمومنين (عليه السلام) در توصيف ارزش هاي اخلاقي « مالک اشتر » با توجه به انتصاب او به عنوان فرماندار مردم مصر چنين مي فرمايند :
« اما بعد فقد بعثت اليکم عبداً من عباد الله لاينام ايام الخوف و لا ينکل عن العداء ساعات الروع اشد علي الفجار من حريق النار » (20) ؛ اما بعد ، يکي از بندگان خداوند را به سوي شما فرستادم که به هنگام خوف ( مردم از جنگ ) خواب به چشم راه نمي دهد ، در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس نخواهد داشت و نسبت به بدکاران از شعله آتش سوزنده تر است .
11 ـ سخنوري : اهميت سخن گفتن به حدي است که اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايند :
« رب کلام انفذ من سهام » (21) ؛ چه بسيار سخناني که از تير موثرترند .
« و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي » ؛ و گره از زبانم بگشا تا سخنان مرا بفهمند .
12 ـ دشمن ستيزي : قرآن مجيد مي فرمايند :
« لا تجد قوماً يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباء هم او ابناء هم او اخوانهم او عشيرتهم » (22) ؛ قومي را نمي يابي که با داشتن ايمان ، به خدا و روز قيامت ، با دشمنان خدا و رسولش دوستي کنند ، هر چند پدران ، فرزندان ، برادران و يا خويشاوندان آنان باشند .
13 ـ ايمان و عمل صالح : قرآن مجيد مي فرمايد :
« ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن و داً » (23)؛ کساني که ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند ، خداوند رحمان محبت آنها را در دلها مي افکند .
14 ـ محبت داشتن : قرآن مجيد مي فرمايد :
« لقد جاء کم من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمومنين روف رحيم » (24) ؛
رسولي از خود شما به سويتان آمد که رنج هاي شما بر او سخت ، و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مومنين رئوف و مهربان است .
15 ـ خوش اخلاقي : محبت و مهر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) به حدي است که قرآن مجيد آن را منبعث از رحمت پروردگار به حساب آورده مي فرمايد :
« فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فطا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم » (25) ؛ از پرتو رحمت الهي در برابر آنها ، نرم ( و مهربان ) شدي و اگر خشن و سنگ دل بودي ، از اطراف تو پراکنده مي شدند، بنابراين آنها را عفو کن و براي آنها طلب آمرزش نما .
16 ـ تولي و تبري : عن رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) :
« الحب في الله فريضه و البغض في الله فريضه » (26) ؛ از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است دوستي در راه
خدا و دشمني در راه خدا تکليف است .
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد :
« کل من لم يحب علي الدين و لم يبغض علي الدين ، فلا دين له » ؛ کسي که دوستي و دشمني بر دين نداشته باشد ، دين ندارد .
17 ـ مدارا : اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود :
« راس السياسه استعمال الرفق » (27) ؛ مهمترين رکن سياست به کارگيري رفق و مدار است .
و در جايي ديگر آن حضرت مي فرمايد :
« ثمره العقل مداراه الناس » (28) ؛ ثمره ي عقل مدارا کردن با مردم است .
« مداراه الرجال من افضل الاعمال » (29) ؛ مدارا کردن با مردم از بهترين اعمال است .
18 ـ درخواست عمل در حد توان : اميرالمومنين علي (عليه السلام) مي فرمايد :
« اذا اردت ان تطاع فاسئل ما يستطاع » (30) ؛
اگر خواستي تو را اطاعت کنند ، چيزي که مقدور باشد ، طلب کن .
19 ـ دوري از مخالفت : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« الخلاف يهدم الراي » (31) ؛ مخالفت تصميم گيري را نابود مي کند .
20 ـ شدت عمل در مواقع لازم : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« و اخلط الشده بضغث من اللين و ارفق ما کان الرفق ارفق و اعتزم بالشده حين لا يغني عنک الا الشده » (32)؛ شدت و سخت گيري را ، با کمي نرمش درهم آميز ، در آنجا که مدارا کردن بهتر است ، مدار کن ! اما آنجايي که جز با شدت عمل ، کار از پيش نمي رود ، شدت را به کار بند .
21 ـ پرهيز از جزيي نگري : امير المومنين علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« ان رايک لا يتسع لکل شيء ففرغه للمهم » (33) ؛ راي و فکر تو گنجايش همه چيز را ندارد ، پس او را براي پرداختن به امور مهم آزاد گذار .
22 ـ استفاده از فرصت ها : امام علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« و لا کل فرصه تصاب » (34) ؛ هر فرصتي باز نمي گردد .
در همين مورد امام حسن (عليه السلام) مي فرمايند :
« الفرصه سريعه الفوت بطيئه العود » (35) ؛فرصت با سرعت از بين مي رود و به کندي باز مي گردد .
امام صادق (عليه السلام) از امير المومنين علي (عليه السلام) نقل مي کند :
« اياکم و التسويف في العمل بادروا به اذا امکنکم » (36) ؛ بر حذر باشيد از عقب انداختن کارها ، هنگامي که امکان کاري برايتان به وجود آمد ، اقدام کنيد .
23 ـ پرهيز از لجاجت : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« اللجاج يفسد الراي » (37) ؛ لجاجت ، فکر و انديشه انسان را فاسد مي کند .
و باز مي فرمايند :
« ليس للجوج تدبير » (38)؛ افراد لجوج عاقبت انديشي ندارند .
24 ـ کنترل و نظارت : اميرالمومنين (عليه السلام) در نامه ي خود به مالک اشتر مي فرمايند :
سپس با فرستادن ماموران مخفي ، راستگو و با وفا ، کارهاي آنان ا زير نظر بگير ، زيرا بازرسي مداوم پنهاني سبب مي شود که آنها به امانت داري و مدارا کردن با زير دستان ترغيب شوند . (39)
در اين مورد امام رضا (عليه السلام) فرموده اند :
« پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) همواره هنگامي که لشگريان را براي جنگ اعزام مي نمودند و به اميران اطمينان نداشتند ، فردي مورد اعتماد به همراه او مي فرستادند که از او به آن حضرت خبر برساند» (40)
25 ـ ارزيابي نيروها : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« افه الاعمال عجز العمال » (41)
آفت و بلاي کارها ناتواني کارگزاران است .
26 ـ تشويق نيکوکاران : از اميرالمومنين علي (عليه السلام) نقل شده است :
« هرگز نبايد افراد نيکوکار و بدکار در نظرت مساوي باشند ، زيرا اين کار سبب مي شود که افراد نيکوکار در نيکي هايشان بي رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشويق گردند ، و هر کدام از اينها را مطابق کارش پاداش بده » . (42)
27 ـ تنبيه خطاکاران : اگر يکي از آنها دست به خيانت زد و ماموران سري تو متفقاً چنين گزارشي را دادند ، به همين مقدار از شهادت قناعت کن و او را زير تازيانه ي کيفر بگيرد و به مقدار خيانتي که انجام داده ، او را کيفر نما ، سپس وي را در مقام خواري و مذلت بنشان و نشان خيانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را بر گردنش بيفکن و او را به جامعه معرفي کن . (43)
28 ـ عفو و گذشت : قرآن مجيد مي فرمايد :
« و منهم الذين يؤذون النبي و يقولون هو اذن
قل اذن خيرٍ لکم » (44) ؛ از آنها کساني هستند که پيامبر را آزار مي دهند و ميگويند او خوش باور و گوشي است بگو خوش باور بودن او به نفع شماست .
حضرت علي (عليه السلام) به مالک اشتر چنين مي فرمايند :
« گاه از آنها لغزش و خطا سر مي زند ، ناراحتي هايي به آنان عارض مي گردد ، به دست آنان عملاً يا به طور اشتباه کارهايي انجام مي شود در اين مورد از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن ، که دوست داري خداوند از عفوش به تو عنايت کند ، زيرا تو مافوق آنها و پيشوايت مافوق تو و خداوند ما فوق کسي است که تو را زمامدار قرار داده است » (45)
29 ـ استفاده از تجربه : حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« العقل غريزه يزيد بالعلم بالتجارب » (46)
عقل غريزه اي است که با علم و تجربه زياد مي شود .
آن حضرت در جاي ديگري مي فرمايند :
« کسي که کم تجربه بود فريب خورد و کسي که تجربه اش زياد بود لغزش هايش کم گرديد » .
30 ـ مشورت کردن : پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در موارد بسياري با اصحاب مشورت نموده و نظر آنها را عمل مي نمايند :
« حق علي العاقل ان يستديم الاسترشاد و يترک الاستبداد » (47) ؛ بر عاقل حق است که همواره از ديگران راهنمايي بخواهد و استبداد را ترک کند ».
31 ـ در نظر داشتن رضايت الهي : امير المومنين علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« و هرگز خداوند را به خاطر رضايت احدي از مخلوقاتش به خشم نياور ، چرا که خداوند جاي همه کس را مي گيرد و کسي نمي تواند جاي خداوند را بگيرد » (48)
32 عدالت داشتن : اميرالمومنين علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« من عدل نفذ حکمه » (49) ؛ کسي که عادل باشد ، حکمش نفوذ خواهد کرد .
33 ـ رسيدگي به مشکلات : رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند :
« همانا خداوند بندگان را در مورد آبرويشان مورد سوال قرار مي دهد ، همان گونه که در مورد اموالشان سوال مي کند و مي فرمايد : اي بنده ي من ! به تو نعمت آبرو دادم ، پس آيا با اين آبرو مظلومي را کمک کردي ؟ و به فرياد غمگيني رسيدي ؟ » (50)
34 ـ دوري از خائين : اميرالمومنين علي (عليه السلام) مي فرمايند :
« من خانه وزيره فسد تدبيره » (51) ؛ هيچ گاه خود را در زماني طولاني از رعيت پنهان مدار ! چرا که دور بودن زمامداران از چشم رعايا ، موجب نوعي محدوديت و بي اطلاعي نسبت به امور مملکت است ، و اين چهره پنهان داشتن زمامداران ،
آگاهي آنها را از مسائل نهايي قطع مي کند . در نتيجه بزرگ در نزد آنان کوچک ، و کوچک بزرگ و کار نيک زشت و کار بد خوب و حق با باطل آميخته مي شود . اما اگر مدير به شکلي دوستانه و مهرآميز به محل کار افراد رفته ، آنها را جمع کند و ساعتي با آنها نشسته ، حرف ها و سخنان شان را بشنود ، به حدي در روحيه ي کارکنان تاثير مثبت مي گذارد و دوستي و صميميت بين آنها حاکم مي کند که قابل توصيف نيست » (52)

اصلح از ديدگاه امام خميني (ره) :

ـ خدمت گذاري و مردمي بودن : حاکم بايد مردمي باشد ، خودتان را حاکم مردم ندانيد ، خدمتگذار بدانيد .
ـ تعهد به موازين و معيارهاي اسلامي : بايد مجريان امور در هر کجا هستند متعهد به اسلام باشند .
ـ رسيدگي به امر متخلفين : در رسيدگي به امر متخلفين بايد با کمال جديت و قاطعيت عمل شود .
ـ رعايت نظم و سلسله مراتب : امر خداست که بايد نظم و سلسله مراتب را رعايت کنيد .
ـ تواضع در مقابل مردم : وقتي قدرت دست تان آمد بيشتر مواظب باشيد که متواضع باشيد .
ـ عدم تضعيف يکديگر : کارشکني و تضعيف يکديگر موجب انحطاط و سقوط مي شود .
ـ پرهيز از قدرت طلبي : قدرت طلبي انسان را در دنيا و آخرت به تباهي مي کشاند .
ـ خضوع در مقابل قانون : عمل نکردن به قانون خدا خلاف تعهد اسلامي است .
ـ ارزش براي مردم : ما رهين منت اين توده هاي بزرگوار و ايثارگر هستيم .
ـ تزکيه : تزکيه نفس ضرورت زمامداري و تزکيه عامل طاغوت زدايي است .
ـ رفتارهاي اسلامي با زيردستان : جفاي به زير دست استکبار است .
ـ رعايت عدالت : پاسدار عدالت بايد خودش داراي عدالت باشد .
ـ ساده زيستي : پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي که از دنيا رفت هيچ چيز نداشت .
ـ اعتماد به نفس : تزلزل در تصميم ، کارها را شکست مي دهد .
ـ انجام تکليف : همه ي ما مامور به اداي تکليف هستيم .
ـ تقوي : تقوي براي مسئولين لازم است .
ـ انتقادپذيري : انتقاد براي اصلاح امور لازم است .
ـ ارائه ي کار به مردم : خدمت تان را به مردم بگوييد .
ـ حکومت بر قلوب : فتح قلوب بالاتر از فتح کشورها است .
ـ صبر و استقامت : استقامت در کارها در راس امور است .
ـ حفظ آبروي نظام : حفظ حيثيت نظام به شماها بسته است .
ـ اهميت به بيت المال : بيت المال مسلمين را بزرگ بشماريد .
ـ حفظ وحدت : اختلاف سليقه خوب است ولي دشمني نبايد باشد .
ـ پرهيز از کم کاري : اجرت کساني که کم کاري مي کنند حرام است .
ـ خوش برخوردي : با خوشرويي و احترام کار مردم را انجام دهيد .
ـ جلب رضاي الهي : بايد تمام هم خود را براي رضاي خدا به کار گرفت .
ـ اشاعه ي معنويت : تا معنويات محفوظ است جمهوري اسلامي محفوظ است .
ـ اعتراف به اشتباه : اگر در مسئله اي اشتباه کرديد صريحاً بگوييد اشتباه کرديم .
ـ حسن انجام وظيفه : بهترين مامور کسي است که ماموريت خودش را خوب عمل کند .
ـ ايمان : مملکت ما نياز به انسان مومن دارد ، کساني که ايمان ندارند نمي توانند به مردم خدمت کنند .

اصلح از ديدگاه مقام معظم رهبري (53)

مقام معظم رهبري با الگوبرداري از رهبري حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ويژگي هاي اصلح را اين چنين بيان مي فرمايند :
ـ ارزش گرا در رفتار و گفتار : يک مسئول بايد سعي کند در رفتار و گفتار خود ارزش ها را ملاک عمل قرار دهد .
ـ رعايت پيمان در همه حال با تمام افراد : وفاداري به پيمان ها باعث جلب اعتماد مردم و عمل به دستور شرع مقدس است .
ـ تدبير در اداره ي امور : يک مسئول بايد سعي کند در امور خود تدبير نمايد تا با سامان دادن به امور به اهداف تعيين شده دست يابد .
ـ سرعت در عمل : يک مسئول بايد سعي کند تا در عمل خود سرعت داشته تا ازفرصت ها استفاده ي لازم را ببرد .
ـ درست عمل کردن : يک مسئول بايد سعي کند مسئوليت محوله ي خود را به درستي انجام داده و خود را از هر گونه ضعف و کاستي نگه دارد .
ـ اثرگذاري با عمل : يک مسئول بايد سعي کند به گونه اي عمل کند که ديگران از او تاثير بپذيرند و به حرف اکتفا نکند .
ـ صداقت در عمل و گفتار با خودي ها : مسئول بايد به افراد خودي از روي صداقت و صراحت برخورد نمايد .
ـ حضور فيزيکي در امور : يک مسئول بايد خود عملاً در جريان امور قرار بگيرد و از نزديک با مسائل آشنا باشد .
ـ سياست با دشمنان : يک مسئول بايد با افراد غير خودي و دشمنان با سياست رفتار کرده و از حماقت دوري کند .
ـ مدارا با افراد در موارد لازم : يک مسئول بايد سعي کند در مواردي که لازم مي آيد با افراد مدارا نمايد زيرا در غير اين صورت نمي تواند مشارکت داشته و کارها را به سامان برساند .
ـ محکم کردن ارتباط با خداوند متعال : مسئول بايد در عين قاطعيت در عمل ، بر خداوند متعال توکل و تضرع داشته باشد .
ـ استفاده از نيروهاي مادي و معنوي در مبارزات : يک مسئول بايد سعي کند در مبارزات خود از تمام نيروها از مادي و معنوي بهره گيري کرده تا بتواند بر دشمن فائق آيد .
ـ دوري از ترس و ترديد در مبارزات : يک مسئول بايد سعي کند در مبارزات خود ترديد نکرده ترس را از خود دور نمايد .
ـ پناه گاه نيروهاي خود در سختي ها : يک مسئول بايد سعي کند در سختي هايي که پيش مي آيد پناه گاهي براي نيروهاي خود باشد تا به اين وسيله آنها نيز مقاوم گشته و به وظايف خود به خوبي عمل نمايند .
ـ الگو بودن در کارها : مسئول بايد در تمام کارها براي نيروها و زيردستان خود به عنوان يک الگو مطرح باشد .
ـ شاداب بودن : مسئول بايد در تعملات و برخوردهاي اجتماعي خود شاداب بوده و از خمودگي دوري گزيند .
ـ وجود محبت و اعتقاد در بين مردم : مسئول بايد به گونه اي عمل نمايد که مردم دوست دار او بوده و به او اعتقاد داشته باشند تا هميشه از پشتوانه ي مردمي برخوردار باشد .
ـ اداي حق زيردستان : يک مسئول بايد سعي کند حقوق زير دستان خود را ادا کرده و اين کار را بر خود وظيفه شرعي و الهي بداند .
ـ جهت دار عمل کردن : يک مسئول بايد سعي کند به تمام اعمال و رفتار و گفتار خود جهت الهي بدهد و بايد قيامش قيام الله باشد .
ـ محور وحدت بودن : يک مسئول بايد سعي کند از هر گونه گرايش به جناح يا گروه خاصي دور بوده و محور وحدت ديگران قرار گيرد .
ـ برنامه ريزي در انجام امور : يک مسئول بايد سعي کند در انجام امور خود برنامه ريزي داشته و از هر گونه هرج و مرج جلوگيري نمايد ، تا بتواند به اهداف تعيين شده دست يابد .
ـ حراست از انحراف برنامه ها : يک مسئول بايد سعي کند بر برنامه هاي انجام شده براي دستيابي به اهداف تعيين شده نظارت و کنترل داشته باشد تا به موقع از هر گونه انحرافي جلوگيري نمايد .
ـ روحيه ي سازندگي : يک مسئول بايد سعي کند روحيه ي سازندگي را در خود هر چه بيشتر پرورش داده تا هر روز پيشرفت کرده و موفقيت هاي بيشتري کسب نمايد .
ـ تداوم در انجام برنامه ها : مسئول بايد در انجام برنامه هايش تداوم داشته باشد زيرا کار مقطعي اگر چه با ارزش باشد کارايي نخواهد داشت .
ـ داشتن علم و دانش و تخصص : يک مسئول بايد سعي کند نسبت به مسئوليتي که به او محول مي شود ، علم و آگاهي لازم را داشته باشد . تا کارها را به صورت تخصصي به انجام رساند .
ـ روحيه ي خدمتگذاري : مسئول بايد داراي روحيه خدمتگذاري بوده و خود را وقف مردم کند و اين بايد شعار هميشه ي مسئولين باشد .

انتخاب اصلح در فضاي سالم تبليغاتي

از جمله مسائل بسيار مهمي که بايد مورد توجه قرار گيرد مسئله ي تبليغات و نحوه ي آن در انتخابات است که بايد با روشي اسلامي و انساني انجام پذيرد . هدف اسلام در مسئله حکومت ، حاکميت يافتن صالحان است و مهمترين وظيفه اي که در اين رابطه امت اسلامي بر عهده دارد « انتخاب اصلح » مي باشد . بنابراين تبليغات انتخاباتي بايد به نحوي انجام پذيرد که نيروهاي کاردان و مومن جذب صحنه ي انتخابات شده و مردم با دقت کافي بتوانند اصلح را تشخيص و انتخاب کنند .
معمولاً احزاب سياسي در انتخابات ، افرادي را به عنوان کانديداي مورد اعتماد معرفي مي کنند و براي آنها تبليغ مي نمايند و لکن در جامعه ي اسلامي اين طور به نظر مي رسد که احزاب بايد در معرفي کانديداها صرفاً صلاحيت فرد را در نظر بگيرند و اگر وابستگي او به حزب يا گروه در نظر باشد و او را به علت اين وابستگي تبليغ نمايند ، و انتخاب کنند در صورتي که رقيب او که اين وابستگي را نداشته و شايسته تر باشد ، اين عمل از مرز عدالت اسلامي خارج شده است ، همانند همان شيوه ي حزب بازي غرب و تبليغات به شيوه هايي که در غرب معمول است به اين صورت که غالباً حقيقت را با شعارها و جوسازي ها سرپوش مي گذارند و افراد با نفوذ که زر و زور بيشتري دارند ، انتخاب مي شوند .
بهترين نوع تبليغات اين است که مراکز يا ستادهايي از افراد بي طرف تشکيل و شرايط برابر و سالمي را براي معرفي هر چه بيشتر کانديداها فراهم نمايند تا آنها نيز با ارائه ديدگاه هاي خود در خصوص اداره ي جامعه ، مردم را با افکار و انديشه هاي خود آگاه سازند و يا اينکه همان مراکز يا مراکزي که مسئوليت و شايستگي نظارت دارند تبليغات کانديداها را کنترل نموده و در صورت تخلف آنها را از شمار نامزدهاي انتخاباتي حذف نمايند .
و همچنين خود کانديداها نيز بايد از هر گونه عمل غير اخلاقي و انساني مثل از بين بردن تبليغات ديگران ، به کارگيري افراد ذي نفوذ ، استفاده از ابزارهاي جذاب پر هزينه ، به کارگيري تاکتيک هاي روان شناسي و تقلب و ... خودداري نموده و در شرايط سالم به معرفي و ديدگاه ها و نظرات خود بپردازند .

منابع :

1 ـ جنگ رواني ، دانشگاه امام حسين (عليه السلام)
2 ـ جامعه شناسي جنگ ، هوشنگ
3 ـ جنگ رواني ، دفتر مرکز جهاد دانشگاهي ، وي الف ي ب ي .
4 ـ اثر تبليغات بر احساسات ، مهدي شهشهاني
5 ـ تبليغات سياسي ، هرمز مهرداد
6 ـ روان شناسي محيط ، شهناز مرتضوي
7 ـ تبليغات و مردم ، حسن قباد
8 ـ روان شناسي اجتماعي ، محمد علي کاردان
9 ـ روان شناسي نظامي ، سيد حسين سليمي
10 ـ هنر جنگ ، حسن حبيبي
11 ـ مباني تبليغ ، محمد حسن زورق
12 ـ تبليغات و جنگ رواني ، حسين حسيني
13 ـ روان شناسي تبليغات ، حميد رضا حاتمي
14 ـ مقالات در مطبوعات روزنامه جمهوري اسلامي احمد رضا حيدري
15 ـ امپرياليسم تبليغ يا تبليغات بين الملل ، محمد سپهري

دفتر مطالعات و پژوهش هاي مرکز رسيدگي به امور مساجد

پي نوشت :

1 ـ بقره / 14
2 ـ بقره / 42
3 ـ احزاب / 60
4 ـ توبه / 47
5 ـ توبه / 48
6 ـ رعد / 11
7 ـ فاطر / 43
8 ـ اعراف / 96
9 ـ صحيفه ي نور ، ج 12 ، ص 6
10 ـ نهج البلاغه ، حکمت 176
11 ـ ميزان الحکمه ، ج 2 ، ص 512
12 ـ نهج البلاغه ، ج 5 ، نامه ي 33
13 ـ آل عمران / 186
14 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 280
15 ـ هود / 118
16 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 341
17 ـ همان
18 ـ همان ، ص 443
19 ـ همان ، ص 481
20 ـ نهج البلاغه ، ص 411
21 ـ تصنيف غررالحکم ، ص 209
22 ـ مجادله / 22
23 ـ مريم / 96
24 ـ توبه / 128
25 ـ آل عمران / 159
26 ـ ميزان الحکمه ، ج 6 ، ص 233
27 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 432
28 ـ ميزان الحکمه ، ج 3 ، ص 239
29 ـ همان ، ج 3 ، ص 341
30 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 341
31 ـ نهج البلاغه ، حکمت 251
32 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 46
33 ـ ميزان الحکمه ، ج 4 ، ص 40
34 ـ الحياه ، ج 1 ، ص 355
35 ـ همان ، ص 356
36 ـ همان ، ص 359
37 ـ ميزان الحکمه ، ج 8 ، ص 484
38 ـ همان
39 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 53
40 ـ وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 44
41 ـ تصنيف غررالحکم ، ص 345
42 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 53
43 ـ همان
44 ـ توبه / 61
45 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 53
46 ـ ميزان الحکمه ، ج 6 ، ص 426
47 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 55
48 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 27
49 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 340
50 ـ ميزان الحکمه ، ج 2 ، ص 195
51 ـ تصنيف غرر الحکم ، ص 345
52 ـ نهج البلاغه ، نامه ي 53
53 ـ حديث ولايت

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
CAPTCHA
لطفا به این سوال برای جلوگیری از ارسال اسپم پاسخ دهید. CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.